پرویز افشاری ۷ ژانویه آخرین پیامها را از پسرش، سام، دریافت کرد: «قصد دارم فردا در اعتراضها شرکت کنم / اما به مامان نگو.»
پدر سام در مصاحبهای تلفنی از خانهاش در آلمان گفت چهار روز بعد، بستگان پیکر این نوجوان را میان ردیفهای اجساد که کف سردخانهای در کرج چیده شده بود، پیدا کردند.
والاستریت ژورنال مینویسد سام که تازه ۱۷ ساله شده بود، یکی از فهرست روبهافزایش نوجوانان و جوانان قربانی سرکوب خشن اعتراضها در ایران است، کشوری که نزدیک به نیمی از جمعیتش زیر ۳۰ سال است. بین کشتهشدگان، ورزشکاران، هنرمندان و دانشجویانی دیده میشوند که عکسها و شرححالهای کوتاهشان رسانههای اجتماعی را پر کرده و در قطعی اینترنت، به یادمانی دیجیتال از جانهای جوانی تبدیل شده است که خاموش شدند.
والاستریت ژورنال در ادامه مینویسد جوانان اغلب در خط مقدم اعتراضهای گسترده بودهاندــ از تظاهرات دموکراسیخواهانه چین در سال ۱۹۸۹ تا خیزشهای بهار عربی در اوایل دهه ۲۰۱۰ و شورش جوانان میانمار علیه کودتای نظامی در ۲۰۲۱. جنبش اعتراضی نسل زد که در سالهای اخیر سراسر جهان را درنوردیده، دولتها را از بنگلادش تا بلغارستان سرنگون کرده است.
اما اعتراضها در ایران رنگوبویی متفاوت گرفت. این حرکت ابتدا با بازاریان محافظهکار ناراضی از سقوط ارزش پول ملی آغاز شد. با این حال، وقتی جوانان به اعتراضها پیوستند، حرکت به قیامی ضدحکومتی تبدیل شد که بزرگترین چالش را در نزدیک به پنج دهه حاکمیت روحانیون شیعه برای نظام رقم زد. سرکوب سریع و قاطع بود.
ابعاد خشونت در ایران هنوز کامل روشن نشده است. حکومت شب ۸ ژانویه، همان شبی که سام ناپدید شد، اینترنت را قطع کرد و برای درهم شکستن اعتراضهایی که در شهرهای سراسر کشور اوج گرفته بود، دست به کار شد. بخش اعظم کشور هفتهها در خاموشی تقریبا کامل ارتباطات قرار گرفت، وضعیتی که انتقال اطلاعات را کند و راستیآزمایی را دشوار کرد. محدودیتهای اتصال همچنان بهشدت برقرار است.
با این همه، روایتها کمکم بیرون آمدهاند، عمدتا از طریق ارتباطات ماهوارهای استارلینک و شهادت کسانی که کشور را ترک کردهاند یا با استفاده از سیمکارتهای خارجی در نزدیکی مرزها آنلاین شدهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
برآوردهای گروههای حقوق بشری نشان میدهد حدود نیمی از کشتهشدگان احتمالا از نسل زد ایران بودهاند، متولدان بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲. آنها نخستین نسل ایرانی بودند که با دسترسی گسترده به اینترنت بزرگ شدند و بیش از هر زمان دیگری در معرض جهان بیرون قرار گرفتند. این نسل پنجرهای کوتاه از خوشبینی را با کاهش تحریمها در سال ۲۰۱۶ مشاهده کرد، زمانی که امید به احیای اقتصادی شکل گرفتــ تا اینکه دو سال بعد، فروپاشی توافق هستهای ایران را بیش از پیش به انزوا کشاند.
به گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل، حدود ۴۲ درصد ایرانیان زیر ۳۰ سال سن دارند. با وخامت وضعیت اقتصادیــ و بیکاری جوانان که بالای ۲۰ درصد استــ چشماندازهایشان محدودتر شده و بسیاری احساس میکنند حکومت اسلامی فوقمحافظهکار از واقعیتهای زندگی آنان فاصله گرفته است.
آخرین بار که جوانان ایرانی بهطور گسترده به خیابانها آمدند، سال ۲۰۲۲ بود؛ در اعتراض به مرگ مهسا امینی که به جنبش «زن، زندگی، آزادی» معروف شد.
هالی داگرس، پژوهشگر ارشد اندیشکده واشنگتن که در ایران بزرگ شده است، گفت: «این جوانان ایرانی با آگاهی کامل از اینکه ممکن است با گلوله و باتوم مواجه شوند به خیابان میآیند، زیرا باور دارند آیندهشان ارزش جنگیدن دارد.» او افزود: «نسل زد ایران میخواهد بخشی از جهان باشد و به عبارت ساده، بتواند آزادانه خود را بیان کند، فرصتهای اقتصادی داشته باشد و با کرامت زندگی کند.»
سام، مانند بسیاری از همنسلانش، عضو خانوادهای پراکنده بود. پرویز، پدرش، زمانی که سام حدود ۱۰ سال داشت در جستوجوی فرصت بهتر به آلمان رفت. این فاصله دردناک بود، اما به گفته پرویز، آنها مرتب، گاهی هفتهای سه بار، از طریق تماس تصویری واتساپ با هم صحبت میکردند. سام تنها فرزندش بود.
در کرج، سام زبانهای انگلیسی و آلمانی میخواند و قصد داشت اواخر امسال برای ادامه تحصیل در رشته فناوری اطلاعات به بایرن نزد پدرش برود. پدرش میگوید او عاشق کامپیوتر بود، اما بزرگترین علاقهاش شنا بود.
وقتی سام به خانه برنگشت، خانواده امیدوار بودند که فقط بازداشت شده باشد. مقامهای محلی گفتند هیچ سابقهای از بازداشت او ندارند و خانواده باید بیمارستانها را بررسی کنند. آنها یکییکی مراکز درمانی شهر را گشتند تا اینکه به پزشکی برخوردند که گفت این نوجوان را دیده است.
به گفته پرویز، آن پزشک گفت سام از پشت سر یک گلوله خورده و در وضعیت بحرانی تحت درمان بود، تا اینکه مقامها آمدند و او و دیگر بیماران را با خود بردند. پزشک به خانواده توصیه کرد سردخانهها را بررسی کنند.
به گفته پرویز، آنها ۱۱ ژانویه سام را داخل کیسه جسد یافتند، با زخم گلوله دوم که نیمی از صورتش را متلاشی و او را تقریبا غیرقابل شناسایی کرده بود.
پرویز در حالی که گریه میکرد، گفت: «پسرم میتوانست آینده کشور را بسازد، این حکومت دارد بچههایی را میکشد که آزادی میخواهند. این عادلانه نیست.»
خانوادههای سه نوجوان دیگر که در جریان سرکوب کشته شدند در گفتوگو با والاستریت ژورنال، روایتهای مشابهی داشتند. یکی از آنها نوجوانی ۱۶ ساله از شهر کرمانشاه بود که به والدینش گفت به کتابخانه میرود اما هرگز بازنگشت.
دیگری، ربین مرادی، بازیکن فوتبال ۱۷ ساله، هنگام خروج از بازی با خانوادهاش تماس گرفت و گفت در مسیر بازگشت، به تجمع اعتراضی میپیوندد. چهار روز بعد پیکرش را در سردخانه کهریزک تهران یافتند.
به گفته یکی از بستگان امیرعلی حیدری که خارج از کشور زندگی میکند، او چند روز مانده به تولد ۱۸ سالگیاش، همراه گروهی از دوستان نزدیکش در کرمانشاه به اعتراضها پیوست. شاهدی که از ایران گریخت، به آن خویشاوند گفت به چشم دیده بود نیروهای امنیتی به سینه امیرعلی شلیک کردند و سپس، در حالی که روی زمین افتاده بود و خونریزی داشت، با قنداق تفنگ او را تا حد مرگ زدند.
به گفته خویشاوند امیرعلی، او با وجود سن کم، احساس وظیفه میکرد برای آینده نسلش بجنگد. این خویشاوند سالها پیش پس از آنکه در یک اعتراض ضدحکومتی بهشدت مجروح شد، از ایران گریخت؛ او گفت پیشینهاش با حکومت بر آن نوجوان اثر گذاشته و در غیابش، راه مبارزه را ادامه داده بود.
غزال عبداللهی، هنرمند ایرانی که پس از شرکت در اعتراضهای ۲۰۲۲ از کشور خارج شد، میگوید: «جوانترها همیشه بیشتر خطر میکنند، هم در اعتراضها و هم در زندگی. این بار نوبت آنها بود.»

